توضیحات مفصل رو در مورد غیبت ٢ ما ه.و اندی خدمتتون عارض می شوم بعدا. شما به راه خاکستری ادامه بدید.........

توضیحات مفصل رو در مورد غیبت ٢ ما ه.و اندی خدمتتون عارض می شوم بعدا. شما به راه خاکستری ادامه بدید.........
دلم که می گیرد از پنجره ی اتاقم زل می زنم به نور سبز رنگی که معرف مسجدی است زیبا....
روی تک گلدسته اش نام حضرت حق جلوه گر است...
اشکهایم را می بیند . خنده هایم را هم به همین منوال...
عجیب راحتیم با هم....
هر گاه لیمو ترشی دارید.... سعی کنید از آن لیمونادی بسازید..
استاد از کلاس بیرون میره.
بر این عقیده استوار هست که در صورت حضور به هم رساندن در کلاس هم قادر نخواهد بود دست کج دانشجوهایش را مبنی بر عدم تقلب رو کند...(صلاحدیدش واقعا که بزرگ منشانه بود)
مخلص کلام که به محض بیرون قدم نهادن این استاد عالیقدر از آنجایی که ما جماعت حسابی بی جنبه و کم ظرفیتیم شروع کردیم به بحث و مشاوره ی شیرین من باب تقلب...
ولی چشمتان روز بعد نبیند که این آدمهای بی جنبه بیش از حد حس درس خوندن بگیرن و بهت واوی نرسونند.
بنتیجه گیری: عقل کم مایه ی زحمت فراوان برای پاها می باشد....
چنان با حرارت و شوق می گفت که من که فقط مستمع صرف بودم از هیجان حرف هایش همین جور الکی مفتخر بودم....
چرا باور نداریم...
عادتمان شده هر محدودیتی را با محدودیتی دیگر پاسخ دهیم.
اعتراض و عمل نکردن و سعی نکردن هم که پیشه ی راهمان است امید به خدا...
توجیهی می کنیم چنان زیباو سخنران که فقط اهل سخن این را حرافی بیش نمی دانند وگرنه عوام که کف مرتب را هم نثارت می کنند.
علامت سوال این جاست که با این کف ها و تاییدیه ها ی به ظاهر شیک و در باطن لغت بازی چنان مسرور می شویم که نمی دانم چرا با موفقیت خود این چنین نمی بالیم....؟
ناکامی را باور ندارم که آن را تحت عناوینی چون شکست ..... رد شدن..... و... نام می نهند.
چرا آن را تاخیری در وصول به هدف نمی نامیم؟
این شکست و شکست و شکست اینقدر سهل الوصول شده که به راحتی تمام از لبهای ما به بیرون می ترواد؟
از این روحیه ی سخت ضعیف گریزانم و می اندیشم که به جای .... از تاخیر که نه دراز مدت است بهره برم.....
من به سیبی خشنودم....
و به بوییدن یک بابونه
من به یک آیینه
یک بستگی پاک قناعت دارم ........
انسان نمیتواند به آسمان نیندیشد.....
چگونه می تواند؟؟؟
مگر انسانهایی که
عمر را بی چرا
به چریدن مشغولند
و
سر به زمین فرو برده اند
و پوزه در خاک دارند
و
غرق در آب و
علفند
اینها که "گوسفندان" دو پایند........
"دکتر علی شریعتی"